دسته: خاطره ها

خاطره ، نه ، آنچه گذشت ، چه زود گذشت

shape
shape
shape
shape
shape
shape
shape
shape
استاندارد

خاطره، نه، آنچه گذشت، چه زود گذشت (قسمت چهارم)

  • .....
  • فروردین ۱۱, ۱۳۹۹

در این روزهای کرونائی، اگه مشتری داشته باشه، چرا که نه، ادامه خواهد داشت. یکی پرسید چطوری بگم میخوام؟ گفتم: در قسمت دیدگاه انتهای هر متن،  نطرت، انتقادت یا پیشنهادت رو بنویس .  تموم.

استاندارد

خاطره، نه، آنچه گذشت، چه زود گذشت (قسمت سوم)

  • .....
  • فروردین ۱۱, ۱۳۹۹

ادامۀ تحصیل خانمی که در سیستم پرسنلی کار می‌کرد استعفا داده بود و در بانک تهران (بانک ملت امروز) به‌عنوان مسئول برنامه نویسان مشغول بود. روزی از طریق همسرش از من خواستند شیفت دوم در بانک تهران واقع در چهارراه ولیعصر همکاری نمایم. باکمی نگرانی از اینکه آیا خواهم توانست یا نه، قبول کردم. قرار

استاندارد

خاطره، نه، آنچه گذشت، چه زود گذشت (قسمت دوم)

  • .....
  • فروردین ۱۱, ۱۳۹۹

از دوران آموزش نظامی و ارتباطات دوره ما اولین دوره استخدامی همافری در نیروی زمینی بود. با توجه به عنوان همافری، مشخص بود که از نیروی هوائی کپی برداری شده است. به همین جهت بسیاری از مفاهیم و مقررات برای ما و مسئولین آموزشی، نامشخص بود. معلوم نبود ما دانشجو هستیم، دانش‌آموز هستیم، هنر‌جو هستیم

استاندارد

خاطره، نه، آنچه گذشت، چه زود گذشت (قسمت اول)

  • .....
  • فروردین ۱۱, ۱۳۹۹

بنام خدا یه روز یه دوست به من گفت: مطلب نداری در سایت شرکت درج کنم؟ گفتم از من ۶۸ ساله چه توقعی داری! گفت: شما بنویس …. من گفتم به یک شرط! گفت: هر چه باشد. گفتم می نویسم و شما متعهد به درج آن هستی. گفت: قبوله. قبل از استخدام در یک خانواده